خزيدن به جلو براي گرفتن سفره و كنترل
قبلا هم البته اين كارو مي كردي، اما الان يك قر به راست و يك قر به چپ مي دهي و خودت را انقدر مي كشي تا وسيله را بگيري در حسن قر دادن جيغ و فرياد مي زني كه چرا دستت نمي رسه. اما كسي كمكت نمي كنه كه وسيله را بهت بده. گاهي اوقات هم پاهاتو زير شكمت جمع مي كني و دستاتم راست مي كني اما يك مرتبه مي افتي. فدات بشم من ...








